در شعری منسوب به امیرالمومنین علیه السلام آمده است:
« دَوَاؤُکَ فِیکَ وَ مَا تَشْعُرُ ، وَ دَاؤُکَ مِنْکَ وَ مَا تَنْظُرُ
وَ تَحْسَبُ اَنَّکَ جِرْمٌ صَغِیرٌ ، وَ فِیکَ انْطَوَی الْعَالَمُ الْاَکْبَرُ
وَ اَنْتَ الْکِتَابُ الْمُبِینُ الَّذِی ، بِاَحْرُفِهِ یَظْهَرُ الْمُضْمَر[1] »
ای انسان، داروی تو در درونت وجود دارد در حالیکه تو نمیدانی و اصلاً احساس نمیکنی ، و دردت هم از درون خودت است اما نمیبینی.
آیا گمان میکنی که موجود کوچکی هستی؟! در حالیکه دنیای بزرگی در درون تو نهفته است!
ای انسان، تو کتاب روشنی هستی که با حروفش هر پنهانی آشکار میشود.
در روایتی از حضرت علی علیه السلام آمده است: « من عرف نفسه فقد عرف ربّه» شبیه همین مضمون از پیامبر عزیز اسلام هم نقل شده است. کسی که خودش را بشناسد، پس بلافاصله و قطعاً و حتی بدون ذرهای درنگ و تردید خدایش را شناخته است.
باید گفت ساختار نظام عالم هستی که خداوند مدبّر و مدیر همیشه بیدار و آگاه و بصیر و تیربین آن است ، کاملا شبیه نظام نفس انسان است، نفسی که مدیریت امور سوخت و سوز بدن را به عهده دارد. البته با این تفاوت که نفس انسانی به تنهایی و مستقل هیچ است. بصورت مداوم از مجاری بالاتر فیض تغذیه میشود و در وجود ذات خودش محتاج به خداست. اما همین نفس در نظام مدیریت خود بر بدن کارهای خدایی میکند. باید توجه شود اینکه نفس انسان تشبیه به خداوند شده فقط در مقام فعل است نه در مقام ذات.
[1] میبدی، حسین بن معین الدین، دیوان امیر المؤمنین، ص۱۷۵، محقق، مصحح، زمانی، مصطفی، قم، دار نداء الاسلام للنشر، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
- ۰ نظر
- ۱۲ بهمن ۰۴ ، ۱۵:۱۷