داستان نفس

آشنایی با نفس انسان از دیدگاه حکمت متعالیه

داستان نفس

آشنایی با نفس انسان از دیدگاه حکمت متعالیه

سلام خوش آمدید

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکمت متعالیه» ثبت شده است

 

در شعری منسوب به امیرالمومنین علیه السلام آمده است:

« دَوَاؤُکَ فِیکَ وَ مَا تَشْعُرُ  ،  وَ دَاؤُکَ مِنْکَ وَ مَا تَنْظُرُ
وَ تَحْسَبُ اَنَّکَ‌ جِرْمٌ‌ صَغِیرٌ  ،  وَ فِیکَ انْطَوَی الْعَالَمُ الْاَکْبَرُ
وَ اَنْتَ الْکِتَابُ الْمُبِینُ الَّذِی  ،  بِاَحْرُفِهِ یَظْهَرُ الْمُضْمَر[1] »

‌ای انسان، داروی تو در درونت وجود دارد در حالی‌که تو نمی‌دانی و اصلاً احساس نمی‌کنی ،  و دردت هم از درون خودت است اما نمی‌بینی.
 آیا گمان می‌کنی که موجود کوچکی هستی؟! در حالی‌که دنیای بزرگی در درون تو نهفته است!
‌ای انسان، تو کتاب روشنی هستی که با حروفش هر پنهانی آشکار می‌شود.

 

در روایتی از حضرت علی علیه السلام آمده است: « من عرف نفسه فقد عرف ربّه» شبیه همین مضمون از پیامبر عزیز اسلام هم نقل شده است. کسی که خودش را بشناسد، پس بلافاصله و قطعاً و حتی بدون ذره‌ای درنگ و تردید خدایش را شناخته است.

باید گفت ساختار نظام عالم هستی که خداوند مدبّر و مدیر همیشه بیدار و آگاه و بصیر و تیربین آن است ، کاملا شبیه نظام نفس انسان است، نفسی که مدیریت امور سوخت و سوز بدن را به عهده دارد. البته با این تفاوت که نفس انسانی به تنهایی و مستقل هیچ است. بصورت مداوم از مجاری بالاتر فیض تغذیه می‌شود و در وجود ذات خودش محتاج به خداست. اما همین نفس در نظام مدیریت خود بر بدن کارهای خدایی می‌کند. باید توجه شود اینکه نفس انسان تشبیه به خداوند شده فقط در مقام فعل است نه در مقام ذات.

 

 

[1] میبدی، حسین بن معین‌ الدین، دیوان امیر المؤمنین، ص۱۷۵، محقق، مصحح، زمانی، مصطفی، قم، دار نداء الاسلام للنشر، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.

  • گوهر نویس

 

برگردیم به خود خودمان، به درون خودمان، دوستان! بیایید و خود خودتان را قاضی کنید، آیا شما فقط همین بدن مادی و خورد و خوراک و لذات دیگر جسمانی هستید یا نه چیز دیگری هم هست!؟ اگر کمی به درون خود بروید و ساعتی به دور از فضای مجازی و امواج مزاحم مغناطیسی به فکر و اندیشه فرو بروید، همه جا ساکت باشد و شما به عنوان یک ناظر به درون خودتان نگاه کنید. می‌فهمید که من، من هستم. من فکر می‌کنم، من می‌شنوم، من می‌بینم، من حرکت می‌کنم حتی اگر بدنم ثابت باشد می‌توانم در فکر و خیال خود پرواز کنم. می‌توانم در خواب به مکان‌ها و زمان‌های گذشته و حتی آینده بروم. من یک حقیقت جدای از ماده و بدن مادی هستم. اگر وجدان خودم را قاضی کنم، می‌فهمم من یک بعد مجرد از ماده دارم.

حالا که فهمیدم نفس یا روحی دارم که می‌تواند فراتر از ماده عمل کند و مجرد است. پس باید سعی کنم بشناسمش. این وبلاگ کمک می‌کند خودت را بر اساس حکمت متعالیه بشناسی.

  • گوهر نویس

 

رفقای همراه، همراهان گرامی این وبلاگ برای شماست! برای شما که مثل من در حیرت ابعاد وجودی خودتان مانده‌اید! من که هستم؟! از کجا آمده‌ام؟! اصلاً چرا آمده‌ام؟! و به کجا خواهم رفت؟! آیا من می‌میرم؟! یعنی کلاً از بین خواهم رفت؟! اگر کلاً نابود خواهم شد برای چه زندگی کنم؟! چرا اینقدر رنج و سختی بکشم؟! و هزاران چرای دیگر!

راستش را بخواهید خودم دورهایم را زده‌ام! چهار سال در دانشگاه رشته مهندسی کامپیوتر خواندم، نرسیدم به آنچه که می‌خواستم. وارد حوزه علمیّه قم شدم، دروس ادبیّات عرب را تا جایی که توانستم خوب و کامل خواندم، فقه و اصول را در سطح یک و دو و سه و چهار سال‌ها درس گرفتم و تقریر نوشتم و مباحثه کردم اما این وسط چیزی کم بود! رشته روان‌شناسی اسلامی را هم در همین دوران فقه و اصول خوانی گذراندم. باعث شد بیشتر با خود خودم آشنا شوم. اما عمقی نداشت و درد درونم را آرام نکرد، باز هم چیزی این وسط کم بود!

آرام جانم را در فلسفه یافتم، در همان فلسفه خوانی مقدماتی به این نتیجه حیاتی رسیدم که فهم دقیق آیات و روایات و حل شبهات در سایه ابتکارات جناب صدرالمتألهین امکان پذیر است و لاغیر. ابتکارات ایشان در مسأله مهم و حیاتی نفس انسان بسیار راهگشاست.

  • گوهر نویس